شنبه ، ۱۷ خرداد ۱۳۹۹
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : اجتماعی شبکه آفتاب

بایگانی/آرشیو برچسب ها : اجتماعی شبکه آفتاب

این اصلاً قصه نیست

«پسر کدخدا عمر رفت قطر برای کار، چند سالی آنجا بود تا یک روز آوردندش، دیوانه شده بود. وقتی کسی اسمش را پرسید، جواب داد: «مرا اسم نیست. گم شده. آنجا گم شده.» وقتی مرد بر سر چند کار باشه. بر سر ده کار باشه، اسمش را گم میکنه.» محمود …

بیشتر بخوانید »

هیولای دره‌گرگ شایعه است

صورت احمدِ مش‌کریم آفتاب‌سوخته است. این همه بهار و تابستان در کوه ماندن حاصلش همین خط‌های عمیق است دور چشم‌های سبز-آبی احمد. همین‌جا توی دره‌گرگ(پی‌نوشت۱) به دنیا آمد. هر چه او بزرگ‌تر شد دره‌گرگ هم آبادتر شد. برق آمد. جاده کشیدند. دره‌گرگی‌ها حمام‌های اختصاصی برای خانه‌هایشان ساختند. حالا خانه‌های دره‌گرگ شب‌ها …

بیشتر بخوانید »

هبوط در دره‌ی لیر

کیکاوس‭ ‬خواست‭ ‬به‭ ‬آسمان‭ ‬صعود‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬چون‭ ‬با‭ ‬تخت‭ ‬بر‭ ‬بال‭ ‬مرغان‭ ‬بسته‌اش‭ ‬صعود‭ ‬نمود‭ و‭ ‬از‭ ‬چشم‭ ‬مردمان‭ ‬پنهان‭ ‬شد ‬خداوند‭ ‬باد‭ ‬را‭ ‬فرمود‭ ‬که‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬فرواندازد‭ ‬و‭ ‬پس‭ ‬فروافتاد‭ ‬و‭ ‬گفت‭ ‬به‭ ‬من‭ ‬آب‭ ‬و‭ ‬شیر‭ ‬دهید‭ ‬و‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬شیر‭ ‬و‭ ‬آب‭ ‬نوشانیدند‭.‬ از‭ ‬آن‭ …

بیشتر بخوانید »

باغ لیلی، فرش مجنون

شش ماه، هفت ماه، یک‌ سال زمان می‌برد تا گل‌ها سبز شوند، شاخه‌ها پیچ‌وتاب بخورند و بالا بروند و باغی بنشیند روی تاروپود قالی راور. راور صدوسی‌ کیلومتر با کرمان فاصله دارد و از این بالا، که هواپیمای غول‌پیکر با کویر فاصله کم می‌کند، پیدا نیست. مسافران هواپیما کرمانی‌های تهران‌نشین …

بیشتر بخوانید »

رقص آذرخش

صورت مردِ باریک مثل گچ دیوار سفید شده بود. سوار موتور با سرعت از میدان ده رد شد و وسط خیابان، جلو قهوه‌خانه ایستاد. از موتور پیاده شد و ایستاد روبه‌روی همه‌ی مردانی که جلو قهوه‌خانه جمع شده بودند. ناگهان فریاد زد و تمام فحش‌های عالم را نثار «ناموس» آنها …

بیشتر بخوانید »