جمعه ، ۹ خرداد ۱۳۹۹
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 11)

اجتماعی

حکایت پدربزرگ بی‌مانند

همایون صنعتی از هوش و ذکاوت هر چه داشت متعلق به خودش بود اما از تربیت و انسانیت هر چه داشت از پدربزرگش داشت. او نزد پدربزرگ خود بزرگ شده بود که حاج‌اکبر کر بود، نه نزد پدرش که عبدالحسین صنعتی رمان‌نویس و بازاری و ثروتمند. به جهات مختلف پدرش …

بیشتر بخوانید »

پدرخوانده در سایه‌ی فرزندخوانده‌ها

«مش ربابه من و پدرم را دنبالش انداخته بود و آورده بود پیش دربان». – نمیشه، نمیشه مدیر رو ببینی. این پدر داره. اسمشو نمی‌نویسن. اینجا جای یتیم‌هاست. – فقط چند ماه، تا آخر سال. امتحان ششم ابتدایی رو که داد می‌بریمش. از درسش وامی‌مونه. خیر ببینی، ثواب داره. دربان …

بیشتر بخوانید »

شانه به شانه‌ی شیطان

آنها سایه‌اند، سایه‌ی مردانی که رفته‌اند، سایه‌ی زن‌هایی که مانده‌اند. مثل ته‌طرحی جامانده بر کاغذ که کسی با پاک‌کن ردهای اصلی را پاک کرده باشد. در جامعه‌ای که زن‌ها با مردانشان تعریف می‌شوند بیوگی یعنی تعریف نشدن. مرد که می‌میرد وجود زن را با خودش برمی‌دارد و می‌برد. این است …

بیشتر بخوانید »

امپراتور

ریشارد‌‌‌‌‌ کاپوشینسکی مشهورترین روزنامه‌نگار سد‌‌‌‌‌ه‌ی بیستم لهستان، و شاید‌‌‌‌‌ همه‌ی اروپا، بود. به‌گفته‌ی خود‌‌‌‌‌ش طی سال‌هایی که کار می‌کرد‌‌‌‌‌، ۲۷ انقلاب را از نزد‌‌‌‌‌یک د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌ر لحظه‌ی وقوعشان د‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌ل ماجراها حاضر بود. گزارش‌هایی که از رخد‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌های مختلفی د‌‌‌‌‌ر امریکای جنوبی، افریقا، و خاورمیانه نوشته، هنوز از جذاب‌ترین و …

بیشتر بخوانید »

تماشاکنانِ آفتاب

آیحیی سایه‌ی درخت زردآلو را انتخاب می‌کند، چشم می‌گرداند اطراف، پاره‌گلیم، روکش صندلی چرمی، تکه‌مقوایی پیدا می‌کند برای زیرانداز. صندوقی زردآلوی رسیده گذاشته وسط. «ببخشید ما اینجا پیش‌دستی نداریم.» زردآلوها در دهان آب می‌شود انگار حبه‌قندی، تکه‌نبات، یا قاشقی عسل. آیحیی خیس عرق است؛ موهایش جوگندمی است. پدرش و پدر …

بیشتر بخوانید »