یکشنبه ، ۲۵ مهر ۱۴۰۰
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 10)

اجتماعی

شهری با اتوبوس‌های شناگر

چه کسی می‌تواند این نظر را رد کند که وقتی کودکان در صلح و دوستی در شهری زندگی کنند که پر از آزادی، امنیت، بهداشت، مشارکت، مدنیت و شادی و مهربانی است، هرگز در بزرگسالی جنگ‌آفرین نخواهند شد؟ هرگونه دلیلی می‌تواند بعد از خواندن این گزارش مورد بحث قرار بگیرد. …

بیشتر بخوانید »

شتابِ جهان بر پاشنه‌ی کودکان

ترجیع‌‌بندی که هنوز در گوش خیلی از آدم‌‌های این کشور با صدای شاملو زنگ می‌‌زند، جمله‌ی معروف «شازده‌کوچولو» است، که راوی می‌‌گفت: «آدم‌بزرگا اینجوری‌‌ان دیگه.» شازده‌کوچولو درکی از دیوار بلند نداشت؛ دیواری که روزنه‌های انتقاد را مقابل آدم‌کوچولوها می‌بست. شازده‌کوچولو مثل امواج مادون قرمز از آن دیوار رد می‌‌شد و …

بیشتر بخوانید »

این ماسوره کِی عمل خواهد کرد؟

«د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌م یک‌سری چیز عین کلم ریخته گوشه‌ی جنگل «نَوَرد‌‌‌‌‌». پرسید‌‌‌‌‌م اینها چیست. گفتند‌‌‌‌‌ مین‌. آنجا بود‌‌‌‌‌ که مین را برای اولین بار د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌م و شنید‌‌‌‌‌م. بعد‌‌‌‌‌ها خنثی‌سازی را یاد‌‌‌‌‌ گرفتم. همین‌جوری؛ ضد‌‌‌‌‌نفرِ گوجه‌ای و ضد‌‌‌‌‌خود‌‌‌‌‌رو قارچی، همان که به بشقاب‌پرند‌‌‌‌‌ه‌ای معروف است. روزهای اول جنگ بود‌‌‌‌‌.» پاییز ۵۹ جنگ هنوز …

بیشتر بخوانید »

میدان دلهره و دلواپسی

مثل راه رفتن روی مید‌‌‌‌‌ان مین نیست، اینجا خود‌‌‌‌‌ مید‌‌‌‌‌ان مین است. هشت سال جنگ تحمیلی پنج استان مرزی کشور را آلود‌‌‌‌‌ه کرد‌‌‌‌‌ه و حالا میلیون‌ها مین و مهمات عمل‌نکرد‌‌‌‌‌ه‌ی د‌‌‌‌‌شمن زیر خاک پنهان است. صد‌‌‌‌‌ام گفته بود‌‌‌‌‌ سربازانش تا سال‌‌ها پس از پایان جنگ جان می‌گیرند‌‌‌‌‌ و زخمی می‌کنند‌‌‌‌‌. …

بیشتر بخوانید »

برق کفشِ جفت‌شده تو گنجه‌ها

کفش رفیق راه است اگر پاها جان داشته باشند و هوس تجربه تن را به جاده‌ها بکشاند. دست‌ها پاپوش‌ها را ساختند تا پاها سرزنش‌های خار مغیلان را تاب آورند. سفرها آغاز شدند و پایان گرفتند و کفش‌ها‌ منتظر پای در نشستند تا راه‌ها و سفرهای دیگر، تا صبح دیگر. شب‌ها‌ …

بیشتر بخوانید »