دوشنبه ، ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
خانه / اجتماعی (پەڕە 30)

اجتماعی

ابراهیم گلستان: شمشیر دفاع از توهمات ندارم

«من فقط پسر صاحب کافه را یادم است که پسر ارمنی قدبلند فربهی بود. خوش‌سیما هم بود و در ارکستر سمفونیک تهران ویولن می‌زد. این تنها چیزی بود که کافه نادری برای ما داشت. بعد، از سال ۱۳۲۰ یا ۲۱ ما به کافه فردوسی می‌رفتیم.» خاطرات جان می‌گیرد در کلام …

بیشتر بخوانید »

جنگ تمام شده

«و گذشته از همه‌ی اینها، چرا کسی حرفی نمی‌زند؟» این بمبی بود که در جنگ اسرائیل با مردم غزه منفجر شد، بمبی که جان اسنو، گزارشگر کهنه‌کار بریتانیایی نه در تلویزیونی که حقوقش را می‌دهد که در «یوتیوب» منفجر کرد، جمله‌ای که جان اسنو در پایان گزارشش به‌کار برد، جبهه‌ی …

بیشتر بخوانید »

کسوت و کسوت‌سازی

کسوت به عربی یعنی لباس. در ادبیات صوفیه و بعد به شکلی در زورخانه، که گویا به شکلی برآمده از همان مشرب است، ردا، خرقه و شولای پیر یا سردم‌دار، حرمت داشت. نهایت اعتماد و لطف پیر یا کهنه‌سوار به مریدان یا نوچه‌های جوان این بود که خرقه یا شولای …

بیشتر بخوانید »

آشنا نه، خویشاوند

سیداشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال) را باید شاعر خواند یا روزنامه‌نویس؟ مثلاً وقتی می‌گفت: در این فصل خزان ای شاطر آقا امان ای شاطر آقا چرا نان شد گران ای شاطر آقا امان ای شاطر آقا این را باید شعر به حساب آورد یا گزارش و خبر و انتقاد؟ دیوانش امروز …

بیشتر بخوانید »

سایه‌ی تخریب بر سر خیابان نادری

تخریب بر جان خیابان جمهوری (نادری سابق) سایه انداخته. در گفت‌وگوهای کاسبان خیابان صحبت از سرمایه‌داری است که زمانی پاساژ کوچکی در کوچه‌ی جمالی داشت و حالا دست به کار شده تا مغازه‌های قدیمی را از سر خیابان جمالی تا مغازه‌ی برلیان خریداری کند. می‌گویند او، که مغازه‌داران «آقای طلایی» …

بیشتر بخوانید »