چهارشنبه ، ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
خانه / اجتماعی (پەڕە 3)

اجتماعی

رقص آذرخش

صورت مردِ باریک مثل گچ دیوار سفید شده بود. سوار موتور با سرعت از میدان ده رد شد و وسط خیابان، جلو قهوه‌خانه ایستاد. از موتور پیاده شد و ایستاد روبه‌روی همه‌ی مردانی که جلو قهوه‌خانه جمع شده بودند. ناگهان فریاد زد و تمام فحش‌های عالم را نثار «ناموس» آنها …

بیشتر بخوانید »

شادی برای زن مدفون

در پیرکندی، این خانم اخگر است که تعیین می‌کند مراسم در کدام جمعه‌ی اردیبهشت اجرا شود. اخگر امسال هم زمین و آسمان را نگاهی کرده، با چند نفری مثل فاطمه‌خانم، که از قدیمی‌هاست، مشورت و جمعه دوازدهم اردیبهشت ۹۸ را روز موعود اعلام کرده است. روز زن‌ها. روز بدون مرد. …

بیشتر بخوانید »

روزگار سپری شده‌ی باغ رازآلود

سیزده فروردین بود. هوا کم‌کم رو به تاریکی گذاشته بود. جمعیتی که از صبح بیرون زده بودند، تا سیزده را به در کنند، قصد کرده بودند سری هم به این باغ بزنند. باغ هیچ نشانی از بهار نداشت، جز نسیمی که گاهی روح را صیقل می‌داد. نَفَس باغ از هجوم …

بیشتر بخوانید »

نان و کوچه

سرش را جلو می‌آورد و آرام می‌گوید: «هنو کوپنش رو داریم. به این برکت قسم. هنو مادرم داره کوپن اون موقع رو.» نگاه حمید به عکس سه‌درچهار پیرزنی است بالای جواز نانوایی: سکینه ابراهیم‌دخت متولد ۱۳۰۱. «دو ماه دم‌پختک می‌دادیم به مردم. همین زن کوپن‌ها رو می‌برد ‌می‌داد به فقرا. …

بیشتر بخوانید »

آتش در خرمن

گردوها نرسیده‌اند. این را می‌شود از روی پوست ترد و تیره‌ی آنها حدس زد. برگ‌های پهن سبز سیر در آرامش ظهر تابستانی با رگه‌های نور خورشید خیره معاشرت می‌کنند. بوی گردو و بوی برگ‌های تند باغ را قرق کرده. باغی توی جاده‌ی احمدآباد. کلاه لگنی آمیزممد هی می‌گیرد به شاخه‌های …

بیشتر بخوانید »