سه شنبه ، ۲۹ مهر ۱۳۹۹
خانه / اجتماعی (پەڕە 3)

اجتماعی

هبوط در دره‌ی لیر

کیکاوس‭ ‬خواست‭ ‬به‭ ‬آسمان‭ ‬صعود‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬چون‭ ‬با‭ ‬تخت‭ ‬بر‭ ‬بال‭ ‬مرغان‭ ‬بسته‌اش‭ ‬صعود‭ ‬نمود‭ و‭ ‬از‭ ‬چشم‭ ‬مردمان‭ ‬پنهان‭ ‬شد ‬خداوند‭ ‬باد‭ ‬را‭ ‬فرمود‭ ‬که‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬فرواندازد‭ ‬و‭ ‬پس‭ ‬فروافتاد‭ ‬و‭ ‬گفت‭ ‬به‭ ‬من‭ ‬آب‭ ‬و‭ ‬شیر‭ ‬دهید‭ ‬و‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬شیر‭ ‬و‭ ‬آب‭ ‬نوشانیدند‭.‬ از‭ ‬آن‭ …

بیشتر بخوانید »

باغ لیلی، فرش مجنون

شش ماه، هفت ماه، یک‌ سال زمان می‌برد تا گل‌ها سبز شوند، شاخه‌ها پیچ‌وتاب بخورند و بالا بروند و باغی بنشیند روی تاروپود قالی راور. راور صدوسی‌ کیلومتر با کرمان فاصله دارد و از این بالا، که هواپیمای غول‌پیکر با کویر فاصله کم می‌کند، پیدا نیست. مسافران هواپیما کرمانی‌های تهران‌نشین …

بیشتر بخوانید »

رقص آذرخش

صورت مردِ باریک مثل گچ دیوار سفید شده بود. سوار موتور با سرعت از میدان ده رد شد و وسط خیابان، جلو قهوه‌خانه ایستاد. از موتور پیاده شد و ایستاد روبه‌روی همه‌ی مردانی که جلو قهوه‌خانه جمع شده بودند. ناگهان فریاد زد و تمام فحش‌های عالم را نثار «ناموس» آنها …

بیشتر بخوانید »

شادی برای زن مدفون

در پیرکندی، این خانم اخگر است که تعیین می‌کند مراسم در کدام جمعه‌ی اردیبهشت اجرا شود. اخگر امسال هم زمین و آسمان را نگاهی کرده، با چند نفری مثل فاطمه‌خانم، که از قدیمی‌هاست، مشورت و جمعه دوازدهم اردیبهشت ۹۸ را روز موعود اعلام کرده است. روز زن‌ها. روز بدون مرد. …

بیشتر بخوانید »

روزگار سپری شده‌ی باغ رازآلود

سیزده فروردین بود. هوا کم‌کم رو به تاریکی گذاشته بود. جمعیتی که از صبح بیرون زده بودند، تا سیزده را به در کنند، قصد کرده بودند سری هم به این باغ بزنند. باغ هیچ نشانی از بهار نداشت، جز نسیمی که گاهی روح را صیقل می‌داد. نَفَس باغ از هجوم …

بیشتر بخوانید »