خون همایونی

خون آرام‌آرام می‌غلتید و نقش می‌انداخت میان شلوغی و هیاهویی که آن بیرون در زاویه برپا بود؛ روی سنگ‌های زمین…

10 سال ago

شب‌نشینی با صاعقه‌ها

فرسنگ‌ها برخلاف جهت مراکز هنری دنیا، باید به سمت بیابان حرکت کنید تا به «دشت آذرخش» برسید. مانند سفری زیارتی…

10 سال ago

پسری که روز تولدش بود

اخیراً سه داستان از سلینجر منتشر شده که خیلی ساده و صریح در تقدیم‌نامه‌ی آن نوشته: این داستان‌ها تا 27…

10 سال ago

شبِ گنجشک

وقتی میان نارنجیِ چرکیِ غروب و سیاهیِ بورشده‌ی شب آخرین مرحله‌ی سفره‌ی زنانه‌ی به پایان می‌رسد، جوان‌ترها می‌روند، بالای شصت‌ساله‌ها…

10 سال ago