دوشنبه ، ۴ مهر ۱۴۰۱
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 10)

اجتماعی

جیغ هشتصدساله‌ی زن

قلعه‌ای مخوف هبوط کرده در دل کویری داغ. لاک‌پشتی را مانَد، پنهان‌شده در لاک. چه کسی می‌داند در لاک چه می‌گذرد؟ رازهایی آن سوی دیوارهای قلعه‌ی هشتصدساله پنهان مانده. سیاحان می‌اندیشیدند کاروانسرایی است، زیر تلی از خاک. اما نبود. تنها زمزمه‌های ساختن شهر جدید پرند، پای باستان‌شناسان را به این …

بیشتر بخوانید »

شکارچیان اسرار

تلفن‌ها به آهنگ‌های مختلف زنگ می‌زنند. گاه همراه با لرزشی مضطربانه. صداها در خطوط می‌پیچند و به گوش‌ها می‌رسند. صداها درهم است و خطوط ارتباط درهم. رازهایی تنیده در کلماتی سیار … سکوتِ سیاهِ شب را تنها زمزمه‌ی خفه‌ی چند مرد می‌شکند، لمسِ کلید و لحظه‌ای بعد باز شدنِ در. …

بیشتر بخوانید »

میز و موزاییک و چند جسد

منشی در زد. سه ضربه، فقط سه‌ضربه‌ با فاصله‌های کوتاه، خیلی کوتاه. اتاق وسایل زیادی ندارد. یک میز و یک کتابخانه و یک فایل، همه چوبی. کوچک‌ترین صدا در اتاق می‌پیچد. روی میز پرِ پرونده است؛ پرونده‌ی متهمانی که قرار است نجاتشان دهد. بعضی را از اعدام و برخی را …

بیشتر بخوانید »

توی گاوگُمِ غروب

سَحَر مرا می‌ترسانَد. یادآوریِ آزارِ شب‌هایی که در خواب هم انتظار می‌کشیدم. صدای ضعیفِ باز شدنِ در بیدارم می‌کرد، صدای پایان اضطراب کودکانه. پدر از سفر بازگشته، صدای در به من می‌گفت و پلکِ خواب‌آلوده حرکتی می‌کرد و بعد نفسی به آسایش و خوابی کوتاه که شیرین بود. پدرهای زیادی …

بیشتر بخوانید »

شهری با اتوبوس‌های شناگر

چه کسی می‌تواند این نظر را رد کند که وقتی کودکان در صلح و دوستی در شهری زندگی کنند که پر از آزادی، امنیت، بهداشت، مشارکت، مدنیت و شادی و مهربانی است، هرگز در بزرگسالی جنگ‌آفرین نخواهند شد؟ هرگونه دلیلی می‌تواند بعد از خواندن این گزارش مورد بحث قرار بگیرد. …

بیشتر بخوانید »