دوشنبه ، ۴ مهر ۱۴۰۱
خانه / فرهنگ و هنر / تن متن (پەڕە 13)

تن متن

بستری برای مراقبه‌ی ادبی

شما نویسنده هستید؟ پس احتمالاً بدتان نمی‌آید دو ماهی را در شانگهای سپری کنید و بتوانید در فضایی که همه‌چیزش برای نوشتن تدارک دیده شده روی نسخه‌ی اولیه‌ی رمانتان کار کنید. شاید هم دلتان بخواهد در روستای دورافتاده‌ی وایمینگ و علفزارهایی با چشم‌انداز دام‌ها و تپه‌ها کار کنید. اقامتگاه‌های نویسندگان …

بیشتر بخوانید »

مکثی در اتاق مارسل پروست

سلست آلباره، خویشاوند و پرستار مارسل پروست، درباره‌اش نوشته است: «هرگز ندیدم حتی یک یادداشت دوخطی را ایستاده یا پشت میز بنویسد.» آن‌طور که از یادداشت‌های برمی‌آید، پروست در بهترین احوال خود، که مشغول خلق ادبی بود، تمام روزش را در این اتاق گذراند، اتاقی که از چندی پیش نعل‌به‌نعل …

بیشتر بخوانید »

گاو باوفا

یکی بود یکی نبود، گاوی بود که اسمش فردیناند نبود و هیچ هم از گل‌ها خوشش نمی‌اومد. عاشق جنگ و دعوا بود و با همه‌ی گاوهای هم‌سنش، یا هر سنی، شاخ به شاخ می‌شد و پهلوونی بود واسه خودش. شاخ‌هاش مثل چوب محکم بود و مثل خار جوجه‌تیغی تیز. وقتی …

بیشتر بخوانید »

نقاشی‌های فاکنر

اوایل رمان «خشم و هیاهو» تقریباً تمام تداعی‌های ذهنی بنجی، راوی گنگ فصل اول، به خواهرش کدی ختم می‌شود. سرما او را یاد کریسمسی انداخته که کدی هنوز در خانه بود؛ «دست مرا گرفت و از میان خس‌خس برگ‌های روشن دویدیم. از پله‌ها بالا دویدیم و از سرمای روشن به …

بیشتر بخوانید »

قفس

صادق چوبک اگر زنده بود امروز صدویک ساله می‌شد. به همین مناسبت داستان «قفس» را از مجموعه‌ی «انتری که لوطیش مرده بود» خوانده‌ایم و ضبط کرده‌ایم. این داستان به همراه دو داستان دیگر اولین بار در ۱۳۲۸ منتشر شد. شما هم بشنوید.  

بیشتر بخوانید »