جمعه ، ۱۱ آذر ۱۴۰۱
خانه / اجتماعی (پەڕە 40)

اجتماعی

۱۲۰ کودکِ کار در یک مدرسه

نامش قدرت‌اله است. سنش به‌زور یازده است. روی چشمانش را پرده‌ای گرفته است. وقتی می‌خواهد نگاهت کند سرش را کج می‌کند. از چشمانش چیزی نمی‌فهمی. -چشات چی شده. -چشمانم خراب است. خوب نمی‌شه. -دکتر رفتی؟ می‌گوید بله فایده ندارد. آدرس خانه‌ی کودک ناصرخسرو را می‌دهم و تلفنش را می‌گیرم که …

بیشتر بخوانید »

کشتی نوح در بهاباد پهلو می‌گیرد؟

آبی شفاف آسمان و آفتاب تند کویر توی چشم‌های شیشه‌ای‌اش برق می‌زند. عقاب آن بالا نشسته و در یک لحظه‌ی ابدی فیکس شده است. مرد بال‌های بزرگ عقاب را ندارد، ولی بلندپروازی‌اش را چرا. اگر نداشت شاید نمی‌توانست رویای روزهای دانشجویی‌اش را در شهرستان کوچک زادگاهش عملی کند. رضا زینلی، …

بیشتر بخوانید »

سند دریانوردی و لوح موسیقی کجا هستند؟

این روزها به دلیل بازگشت ۱۰۸ شیء تاریخی چغامیش به وطن، این محوطه‌ی تاریخی بر سر زبان‌ها افتاده و بارها و بارها در گوگل جست‌وجو می شود. اگر شما هم این جست‌وجو را انجام داده باشید، حتماً دیده‌اید در ویکی‌پدیا دو اثر بسیار مهم از این اشیا نام برده شده، …

بیشتر بخوانید »

مردی که چشمانش را بخشید

رضا ماسک را روی کلاه قرمز گذاشته، توی قبر نشسته و خاک را با بیل بیرون می‌ریزد.. برای رضا این قبر با دیگر قبرها فرقی ندارد. رضا یک ساعتی گرم کار  است، عرق بر پیشانی‌اش نشسته و گوشش به زمزمه‌ی زن‌ها و مردهای جوانی که میان قبرستان می‌گردند، نیست. جوان‌ها …

بیشتر بخوانید »

هنوز کوروساوا را دوست دارید؟

توموهیرو ناکاگاکی، فرهنگ ایرانی را دوست دارد. بیست و هفت سال پیش برای اولین بار به ایران آمده است. آن روزها تصور دیگری درباره‌ی ایران و مردمش داشت. او از ایران رفت اما حالا چند سالی است که دوباره با سمت رایزن و رییس مرکز اطلاع‌رسانی و فرهنگی سفارت ژاپن …

بیشتر بخوانید »